گر ننمایی ام تو رخ وای به حال زار دل
نیست شبی که تا سحر خون نفشانم از بصر
زانکه غم فراق تو کرده تمام کار دل
مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم
آمده ام که سر نهم عشق تو را به سر برم
ور تو بگویی ام که نه نی شکنم شکر برم
اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم
اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم
من با دیدگان ابری خویش وبا قطره قطره اشکهایم که محصول فروش تنهایی هاست امید را از روزنه های چشمانت جایی که وسعت زندگی از درخشش چشمانت پیداست باور کرده ام.
اگر باشی پایانی نخواهیم داشت .
زندگی به سادگی سلامی است در میان کوچه ها .
ولی نه من فقط و فقط زمینم وبا این عشق زمینی تا ابد خواهم ساخت .

فاصله ای به نام عشق که من وتو را در غربت یک کوچه خلوت به هم می رساند.
عاشقی دلخواه من وتوست.من این فاصله را دوست دارم .
حتی گریه شبهای ابری را دوست دارم.من ماندم و تو و یک فاصله به اندازه عشق.
در لحظه های دیدار پدیدار می شوی و چشمان خریدارت را به من می دوزی.تو را هیچ وقت گم نمی کنم.
وقتی لحظه های من گرفتار سکوتی سرد و سنگین است نمیدانی
چه حسی دارم حس عاشقانه رسیدن به تو.
چشم های تو چراغ روشن شبهای من است.
يا نه شايد امروز اينجا با حرفي با حديثي
خدا رو چه ديدي
شايد يكي مثل ما هم توي اون دنيا بخواد بياد و برات عزا به پا كنه
عحیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت.
چه بی خیال نشستم نه کوششی نه وفایی
فقط نشسته و گفتم
(خدا کند تو بیایی...)
یا صاحب الزمان (عج)
در پنجه غم شکار بودن عشق است
در محکمه ای که یار قاضی باشد
محکوم طناب دار بودن عشق است
اما حالا بهت می گم بی تو دارم کم میارم
بهت نگفتم تا حالا که بد جوری عاشقتم
بهت نگفتم تا حالا اما حالا بهت میگم
داری کجاها می کشی باز این دل در به درو
قشنگ مهربون من اینجوری از پیشم نرو
بهت نگفتم تا حالا اینکه چقدر دوست دارم
اینکه چقدر آرزومه پیش چشات کم نیارم
دلم می خواد باور کنی از ته دل می خوام تو رو
وقتی میگم بمون بمون وقتی میگم نرو نرو
بری هزار سالم بشه چشم انتظارت می مونم
بازم برای دل تو ترانه هامو می خونم
خودت می دونی که تو رو از دل و از جون می خوامت
لیلی عشق من شدی من مثه مجنون می خوامت
دنبال تو می گردم دنبال یه تکیه گاه
دنبال اون دلی که تنهایی و می شناسه
دستای عاشق من لبریز التماسه
هزار و یک شب من پر از صدای تو بود
گریه هر شب من فقط برای تو بود
سکوت شیشه ایمو صدای تو می شکنه
تو آسمون عشقم شعر تو پر می زنه
با تو دل سیاهم به رنگ آسمونه
تو بغض من می شکنن شعرای عاشقونه
هزار و یک شب من پر از صدای تو بود
گریه هر شب من فقط برای تو بود .